دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
152
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
است ؛ يعنى شخصى كه شتران او صحيح و سالم باشند . پيامبر در اين حديث از اينكه صاحب شتران مريض ، آنها را با شتران سالم آب دهد و هر دو گروه از يك ظرف آب بياشامند ، نهى كرده است . امّا نه براى سرايت مرض از شتران مريض به شتران سالم ، بلكه بدان جهت كه شتران سالم چه بسا مرضى بر آنها عارض شود و در ذهن صاحب آنها اين نكته بيفتد كه اين مرض واگيردار است و شك و ترديد كند ؛ پس پيامبر به پرهيز از ورود شتران مريض بر شتران سالم ، امر كرده است . احتمالا اين نهى بر نهى از اشتراك آب و چراگاه گوسفندان و ساير احشام نيز دلالت مىكند . امّا اعراب آن را از روى جهل و نادانى « عدوى » ناميدهاند ، ولى در واقع كار خداوند است . « 1 » ابن منظور گفته : « أمرض القوم اذا مرضت إبلهم . » « 2 » قوم مريض شوند ، وقتى كه شتران آنها مريض شدند . به هر حال ، اگر اين حديث در مورد حيوانات مريض و به خصوص شتران مريض است و به مفهوم اولويت مىتوان ادعا كرد كه انسان حق ندارد شتر مريض را وارد بر شترهاى سالم كند ، دربارهء انسان به طريق اوّلى چنين خواهد بود ، زيرا حيوان و انسان با يكديگر مقايسه نمىشوند . اين حديث سه بار در صحيح مسلم ذكر شده است . دليل چهارم : ذيل حديث شريف نبوى كه فرمود : « فرّ من المجذوم فرارك من الأسد » . حديثى هست كه در منابع عامّه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است : لا عدوى و لا طيرة و لا هامة و لا صفر و فرّ من المجذوم كما تفرّ من الأسد ؛ « 3 » واگيرى ، فال بد ، شومى جغد ، واگيرى مرض شكم وجود ندارد ، و فرار كن از مجذوم ، چنانكه از شير فرار مىكنى . با دقت در حديث فوق به علت فرار از مجذوم پى برده مىشود و اين مناط و دليل را
--> ( 1 ) . النهايه ، ج 4 ، ص 319 ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1743 . ( 2 ) . ترتيب لسان العرب ، ج 13 ، ص 80 . ( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 164 طبع مشكول ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 363 ؛ وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 273 ؛ خصال ، ص 520 ؛ بحار الانوار ، ج 65 ، ص 82 و ج 62 ، ص 82 ؛ النهايه ، ج 3 ، ص 35 و ج 5 ، ص 283 .